تبلیغات

ابزار رایگان وبلاگ

منو وبلاگم - داستانی جالب
 
 

 

 
 

 
       

 
 

               

 
 
  آرشیو مطالب

اردیبهشت 1391

فروردین 1391

اسفند 1390

بهمن 1390

دی 1390

.:: لیست کامل آرشیو ماهانه ::.



  موضوعات

اطلاعات عمومی

آموزش

تصویر

خاطرات من

شعر های بنده

داستان

دل نوشته

دانلود

علم و تکنولوژی

نقد فیلم و موسیقی

متن شعر

موسیقی هفته


  لینک دوستان

 

قالب وبلاگ

استخاره

پنج تن

خورشید خاموش ... !

وب خونه

دیوونه بازی رو عشق است!!!

همه چیز توی یه چیز

پرک

ضدحــــــــــال

دنیای کوچک من ...

فرشته عشق

پسر بامزه

|||M.B.E Bax|||

نوشته های یک دانشجو

چراغ قرمز

قالب میهن بلاگ


  نویسندگان


  صفحات جانبی
test
blog-music
موسیقی هفته(اسفند)


  اَبر برچسبها
انتقاد سیاسی  انتقاد اجتماعی  سوء تفاهم  مجبوریم برچسب بدیم  امام رضا(ع)  خوب کاری نداشتیم الکی برچسب دادیم  شهرام شکوهی  تشکر  وحید و دوستان  محسن چاوشی 

  درباره وبلاگ

سلام به بلاگ من خوش اومدید
اینجا قانونی برای بی قانونی وجود نداره
پس آزاد باشید
مدیر وبلاگ: وحید



  لینک های ویژه

prmz

پایگاه مقالات دامپروری و دام پزشکی

بهترین سایت تفریحی و سرگرمی

وبسایت رسمی صنایع سنگ ثامن الحجج

ابزار وبلاگ نویسان

پایگا 3 فوت دانلود

لیست کامل پیوندهای روزانه

ارسال پیوند


  مطالب پیشین

خوب دیگه راحت شدم

خاطره بازی

این ناظممونه

عجب کار سختی

آب خنک

موسیقی هفته:محسن چاوشی

اگه تونستی بگی اینا چی هستند؟

موسیقی هفته:شهرام شکوهی (اسیر عشق)

کاش می شد یه زره یاد می گرفتیم.

پست ثابت نیست

واقعا نمی دونم چی بگم

همه با هم برای پیروزی

بدجنس نباشید! اجازه دهید ایرانی ها از نرم افزارهای شما استفاده کنند

باورم نمیشه!

-18

لیست کامل مطالب ارسالی


  نظرسنجی
قالب چطوره






  تبلیغات


تبلیغات



  آمار بازدید

آمار بازدید :
» تعداد مطالب :
» تعداد نویسندگان :
» آخرین بروز رسانی :
» بازدید امروز :
» بازدید دیروز :
» بازدید این ماه :
» بازدید ماه قبل :
» بازدید کل :
» آخرین بازدید :

 


  داستانی جالب
 
مرتبط با : داستان
سلام خدمت خوانندگان عزیز

این داستان دیشب اتفاق افتاد و از این قرار است خوب چرا از این قرار است بخوانید تا بفهمید از کدوم قرار است

...........................................................

وحیییییییییییییییییییییییییییییییییید      بلند شو نون وایی شلوغ میشه 

بلند شدیم و رفتیم به سوی نون وایی البته قبلش 20 هزار تومن از بابام گرفتم که وایمکس شارژ و بعد برم


سلمونی خوب از این ها گذشته رفتیم سر سامون  گرفتیم و اومدیم به سمت خانه گفتن خاله اینا دارن میان


گفتیم ایول (خاله یعنی دوست مامانم ) ماهم که خوش حال رفتیم حموم اومدیدیم دیدم هی وای من صدایه

نوحه میاد 60 تم خبر دار شد که به به آقا حسین اومده تم کامپیوترم رو تغییر داده بود از  این تم های مذهبی

خلاصه گذشت تا شب شد .  بابام گفت بچه ها بیایین بریم هیت میکروفون میدم دستتون ماهم خوش حال

بریم تا خوده هیت داشتیم حسین حسین میکردیم  رفتیم  دیدم اوووووووووووووووووووو  سرهم 10 نفر هم

نمی شدن ما هم  خوندیم ولی کم شور خلاصه برگشتیم خونه حسن اون پسر خاله ام 20 سالشه با حسین

لجه شروع کردن دعوا حالا مارو بگو حسین دو سه تا تیکه به من انداخت  منم دنده پهن حسن گفت خاک تو

سر من بودم الان مرگ جلو چشاش اورده بودم من بی خیال هی گفت گفت من قاطی کردم

حسین گردنم رو گرفت منم پاشو گرفتم با گمر اومد زمین یه مشت نشوند تو صورتم منم خلاصه اونقدر کتک

خوردم که نگو بعد هم خواهرم اومد گفت چه خبره یهویی حسین خودشو به اون راه زد گفت وحید نزن نزن

ماهم اوقده مون رو روش خالی کردیم یه 5 دقیقه ایی فقط داشت مشت می خورد که آخر ازهم جدامون

کردن خلاصه بدونین که  اول کتکه رو بخورین بعد سرش بیارین ههه

موفق باشین نظر یادتون نره


»

نوشته شده توسط وحید در سه شنبه 20 دی 1390

نظرات (


 
 

 

 

Powered By mihanblog.com Copyright © 2009 by manoblogam This Themplate  By Theme-Designer.Com

 
       

قالب وبلاگ

هاست لینوكس

مرجع راهنمای وبلاگ نویسان

سفارش طراحی اختصاصی قالب وب سایت و قالب وبلاگ

طراحی وب

شارژ ایرانسل

فال حافظ