تبلیغات

ابزار رایگان وبلاگ

منو وبلاگم - خبر:حادثه ای در شرق تهران
 
 

 

 
 

 
       

 
 

               

 
 
  آرشیو مطالب

اردیبهشت 1391

فروردین 1391

اسفند 1390

بهمن 1390

دی 1390

.:: لیست کامل آرشیو ماهانه ::.



  موضوعات

اطلاعات عمومی

آموزش

تصویر

خاطرات من

شعر های بنده

داستان

دل نوشته

دانلود

علم و تکنولوژی

نقد فیلم و موسیقی

متن شعر

موسیقی هفته


  لینک دوستان

 

قالب وبلاگ

استخاره

پنج تن

خورشید خاموش ... !

وب خونه

دیوونه بازی رو عشق است!!!

همه چیز توی یه چیز

پرک

ضدحــــــــــال

دنیای کوچک من ...

فرشته عشق

پسر بامزه

|||M.B.E Bax|||

نوشته های یک دانشجو

چراغ قرمز

قالب میهن بلاگ


  نویسندگان


  صفحات جانبی
test
blog-music
موسیقی هفته(اسفند)


  اَبر برچسبها
انتقاد اجتماعی  مجبوریم برچسب بدیم  شهرام شکوهی  وحید و دوستان  امام رضا(ع)  خوب کاری نداشتیم الکی برچسب دادیم  محسن چاوشی  سوء تفاهم  انتقاد سیاسی  تشکر 

  درباره وبلاگ

سلام به بلاگ من خوش اومدید
اینجا قانونی برای بی قانونی وجود نداره
پس آزاد باشید
مدیر وبلاگ: وحید



  لینک های ویژه

prmz

پایگاه مقالات دامپروری و دام پزشکی

بهترین سایت تفریحی و سرگرمی

وبسایت رسمی صنایع سنگ ثامن الحجج

ابزار وبلاگ نویسان

پایگا 3 فوت دانلود

لیست کامل پیوندهای روزانه

ارسال پیوند


  مطالب پیشین

خوب دیگه راحت شدم

خاطره بازی

این ناظممونه

عجب کار سختی

آب خنک

موسیقی هفته:محسن چاوشی

اگه تونستی بگی اینا چی هستند؟

موسیقی هفته:شهرام شکوهی (اسیر عشق)

کاش می شد یه زره یاد می گرفتیم.

پست ثابت نیست

واقعا نمی دونم چی بگم

همه با هم برای پیروزی

بدجنس نباشید! اجازه دهید ایرانی ها از نرم افزارهای شما استفاده کنند

باورم نمیشه!

-18

لیست کامل مطالب ارسالی


  نظرسنجی
قالب چطوره






  تبلیغات


تبلیغات



  آمار بازدید

آمار بازدید :
» تعداد مطالب :
» تعداد نویسندگان :
» آخرین بروز رسانی :
» بازدید امروز :
» بازدید دیروز :
» بازدید این ماه :
» بازدید ماه قبل :
» بازدید کل :
» آخرین بازدید :

 


  خبر:حادثه ای در شرق تهران
 
مرتبط با : اطلاعات عمومی
سلام

واقعا نمیدونم چی بگم بهتره بخونید از این سر در میارید مثل قبلی نیست


تیر اندازی در شهر تهران جلوی عموم


در ادامه مطلب بخوونید

ساعت 12:00

بمممممممممممممممممممممممممممممممممممممممممممممممممممممب


من: صدای چی بود 

مادر: نمیدونم

دوباره صدا تکرار شد بمممممممممب بمممممممممممب

رفتم دم پنجره نگاه کردم خبری نبود

نیم ساعت بعد

بابا وایسا منم بیام

اههه دوباره قال گذاشت منو اه اه اه

همینجور که اعصابم خورد بود ناگهان سمند پلیس کلانتری نمیدونم چی چی(مثلا کلانتری ۱۱۲ شرق)

 آجیر کشان اومد

مردم جمع شدن انگار یه دعوایه ساده است.

حواسم پرت شد رفتم ته کوچه همه جمع شده بودن خیلی جلو نرفتم (از کجا معلوم از اون وسط یکی یه چیزی به ما بزنه مارو بگشه )

منتظر ایستادم بزن بزن بود از اون ور سه چهار تا موتور اومدن

ده دقیقه بعد بازم ماشین و موتور اومدن جدی شده بود

ده دقیقه بعد  ده بیست تا موتور اومدن با ماشین

بزن بزن بود از هر کی پرسیدم یا میگفت نمیدونم یا میگفت دعوا شده منم میگفتم پ ن پ  فیلم برداریه

اومدن یه صحنه هم از اینجا بگیرن برن

خلاصه هرچی بود حریفش نمی شدن بووووووووووووووووومب دوباره صدا اومد

سر کوچه رو دیدم داره معلم حرفه میاد  اومد پیشم گفت خبری شده گفتم نه دعوا شده اونم گفت  پ ن پ  فیلم برداریه

اومدن یه صحنه هم از اینجا بگیرن برن 

وایییییییییییی اینو گفتا ریختم به هم گفت چه قدر چهره شما آشناست


گفتم من تو مدرسه شهید آوینی هستم گفت اههههههه رفت ببینه چه خبره

من دویدم رفتم خونه تحقیقم  رو آوردم که برم بهش بدم (4 نمره داره  ارزش داشت 2 هفته داشتم دنبالش میگشتم)

بله

خلاصه اومدم غیبش زده بود

از اون و ر تو این بزن بزن یه موتوری دیدم که داره میاد هیکلی خوشتیب اینهو هولو رفت وسط دعوا

جکو زد  به یک نفر شک کرد  گرفتش بوردش تو ماشین پلیس بد بخت بقالی سر کوچمون بود.

خلاصه چشت روز بد نبینه اسلحه شو در آورد رفت داخل بعد دو دقیقه اومد یه نفر اورد

خلع سلاح کرده بودش بعدش هم  برای این که کسی نفهمه چی کار کرده مردمو متفرق کرد               

منم سه پیچ وایسادم

یارو از این فوش ها میداد **** خواهر**** پدر ***** مادر **** برادر**** عمه ننه خاله****

هه عجب هیری بیری بود.

 یه دونه زد تو دهنش ایول

پرس جو کردم هر کی یه حرفی میگفت خوب بهتره بخونید ببینید چی میگفت

یکی از اهالی محل : داشتم میرفتم خونه که صدای تیر اومد دقت نکردم گفتم یه چی بوده تموم شده

بعد چند دقیقه صدای تو تا تیره دیگه پشت سر هم اومد جدی نگرفتم گفتم مسجده برای پیروزی حق و باطل

یا شهادت نمیدنم کی کی داره واسه منور میزنه !! دقت کردم دیدم الان روزه منور رنگی چه به درد میخوره

زنگ زدم پلیس گزارش دادم اونها هم بعد نیم ساعت خورده ایی  تقریبا اومدن

ته این کوچه هم یه خونه هست که خوانواده شون خیلی پاک نیستن حتما قاچاقی چیزی جابه جا کرده

اومدن بکشن سه تا پسر شو، مجرم  با تیر زده بود تو پاشون

- عجب پس مشکل داشتن

_ آره

روایت دیگری از اهالی محل

مجرم اومده بود دعوا کرده بود اینم هی می زدشون آخر سر پلیس اومد باتیر زد تو پاهاشو بردنش      همه چی هم جمع کردن رفت

روایت معتبر

مممممممم روایت اولی با عقل جور درمیاد چون خودم هم شنیدم صدای تیر رو

خوب دوربین با خودم نبرده بودم وگرنه عکس میگفرتم

.................................................................................................

اول از همه بگیم خدارو شکر وگرنه این غضیه با قتل میدان کاج سعادت آباد تهران شاید هیچ فرقی نمیکرد

دو  خدا رو شکر که به پلیس ها در دعوا حق تیر داده شد وگرنه امنیت از اینی که بود بدتر میشد

سه با این که من فهمیدم پلیس یه جوری ماست مالی کرده غضیه رو چون همه رو متفرق کرد 

چهار اه اه اه اه مردتیکه بی ادب تو ماشین پلیس هم داشت فحاشی میکرد یکی نبود دهن اینو ببنده

پنج اصلا نباید این غضیه به ده دقیقه میکشید چه به رسه یک ساعت دوساعت

..............................

کاملا واقعی(شک نکن)


برچسب ها : حادثه قتل در تهران-شرق تهران-خبر-
»

نوشته شده توسط وحید در سه شنبه 20 دی 1390

نظرات (


 
 

 

 

Powered By mihanblog.com Copyright © 2009 by manoblogam This Themplate  By Theme-Designer.Com

 
       

قالب وبلاگ

هاست لینوكس

مرجع راهنمای وبلاگ نویسان

سفارش طراحی اختصاصی قالب وب سایت و قالب وبلاگ

طراحی وب

شارژ ایرانسل

فال حافظ